به خورشید بگو نتاب ! نتابیدن بلد نیست ؛
بگو به دیگری نتاب ؛ کمتر بتاب ! درک نمیکند : مساوات ثمره تابش اوست ؛
به شب بگو نیا ! نیامدن بلد نیست ؛ می آید ؛ همیشه ؛ به موقع ؛ و روز هم …
بعضیها حکایت خورشید و شب روزند ؛
بعضیها محبت را مفهوم میدهند ؛ … حتی اگر نخواهی ؛ نباشی ؛ نمانی ؛ نیایی ؛ نمیتوانند ؛
نمیشود؛ که عشق نورزند … بیزار باشند ؛
آنان اینها را معنا میدهند ؛ عشق را ؛ عشق بلاعوض ؛ محبت بلاعوض …
میان این همه غلط بودن ؛ این درست بــودنـیـست که خـدا ؛ را کنارش لمس میکنم ….

نظرات شما عزیزان:
.: Weblog Themes By Pichak :.